از هر جایی سخنی ♣♣♣ادبی-طنز-سیاسی
خدایا، دلی مهربانترم ده و روانی روشنتر تا به مهر و مردمی پردازم و دلهای مردمان را شاد سازم.
(((آدم چقدر می تونه از زندگی خسته و سیر بشه که حتی از اشکای روی گونه اش هم سیر بشه دیگه حوصله و نای گریه کردن هم نداشته باشه دیگه حال دعا کردن هم نداشته باشه یعنی وقتی که اشکاش جلوی همه شادیاشوبگیرن حتی جلوی مرور خاطره های شادشو بگیرن چقدر سخته همه چی رو رنگ غم،رنگ ستم ببینی چقدر سخته همه رو رنگ سیاه،رنگ ریا ببینی میگن"کاش" و"اگر"فایده نداره ولی من به همین کاش و اگرها زنده ام،جان گرفته ام دیگه چه می شه کرد با این اشکها کاش می تونسم گریه بدون اشک کنم اگر اشک منو دوست نداشته باشه مهم نبود کاش فقط غم مرا دوست داشته باشه،این مهم بود غم،اشک،گریه،ستم و بدبختی،اینست زندگی رویایی من با من دیگر کسی پا به کوی غم من نمیگذارد میدونی،آخه غم من نحسه از نوع سیزده! آره،اون قسم خورده که منو تنها نذاره.))) ![]()


