!!! از هر جایی سخنی
خدایا، دلی مهربانترم ده و روانی روشنتر تا به مهر و مردمی پردازم و دلهای مردمان را شاد سازم.
حتی در پيروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال
بيرون ننهادم. در اين هنگام كه به سرای ديگر میگذرم، شما و ميهنم را
خوشبخت میبينم و از اين رو میخواهم كه آيندگان مرا مردی خوشبخت بدانند.
مرگ چيزی است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد
و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و هميشه ناظر
اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل
كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود
آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و
ناظر اعمال ماست. بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از
من پريشانی و نابسامانی روی ندهد.من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست
میدارم ولی فرزند بزرگترم كه آزمودهتر است كشور را سامان خواهد
داد.فرزندانم! من شما را از كودكی چنان پروردهام كه پيران را آزرم داريد
و كوشش كنيد تا جوانتران از شما آزرم بدارند.تو كمبوجيه، مپندار كه عصای
زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان يک رنگ برای پادشاه
عصای مطمئنتری هستند. همواره حامی كيش يزدان پرستی باش، اما هيچ قومی
را مجبور نكن كه از كيش تو پيروی نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته
باش كه هر كسی بايد آزاد باشد تا از هر كيشی كه ميل دارد پيروی كند .هر كس
بايد برای خويشتن دوستان يك دل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاری
به دست نتوان آورد.از كژی و ناروايی بترسيد .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر
عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در
اجرای عدالت تسامح ورزيد ، ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از
بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد . من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم . نيكی
به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم
برايم لذت بخش تر بود. به نام خدا و نياکان درگذشتهی ما، ای فرزندان اگر
می خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.پيكر بیجان مرا
هنگامی كه ديگر در اين گيتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر
آن را به خاك باز دهيد. چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اينهمه چيزهای
نغز و زيبا میپرورد آميخته گردد.من همواره مردم را دوست داشتهام و اكنون
نيز شادمان خواهم بود كه با خاكی كه به مردمان نعمت میبخشد آميخته گردم. هماكنون درمی يابم که جان از پيكرم میگسلد ...
اگر از ميان شما كسی میخواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز
جان دارم نزديك شود و هنگامی كه روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه
پيكرم را كسی نبيند، حتی شما فرزندانم. 


